ترشحات رنگارنگ ذهن من

بایگانی
آخرین مطالب
  • ۹۷/۰۸/۰۴
    :)
پیوندها

نمیدونم چرا ؟

پنجشنبه, ۲۴ آبان ۱۳۹۷، ۱۱:۱۵ ب.ظ

برگشته میگه من نمیام حیاط . لازم نیست کارای منو انجام بدی . 

چرا فکر میکنه من دارم اداشو در میارم . 

هیچ وقت به رو نمیاره و چیزی به من نمیگه و خب خیلی متواضع هست و کلی هم مذهبی . 

اما به من خیلی شک داره . فکر میکنه من کتابشو دزدیدم .  انقدر ناذاحت شدم که کتابش رو دزدیدن ولی اون فکر میکنه که من دزدیدم ، البته حق هم داره .  کتابش پر نکته بود و البته سیاه . کتاب منم سیاه بود . منابع جفتمون هم یکی بود و نکته ها هم یکیه . اومدم ازش سوال کردم و کتاب رو دادم و اون هم نگاه کرد و چندتا ورق زد  ، گفت نمیدونم باز هم کتاب دستش و ورق میزد این گمان براش به وجود اومد که من کتابشو دزدیدم و نکته های کتابش رو داخل کتابم نوشتم . 

درسته برام نباید مهم باشه . اما خب ، غیزر از اون و چند نفر دیگه که با اونها هم یک دشمنی دیرینه دارم ، هیچ کسی درسش خوب نیست . منم فقط همین وسطم.

نمیدونم چرا احساسات اون فرد برام اهمیت داره . خیلی سعی کردم باهاش اظهار مهربونی و دوستی کنم ولی ،... دیگه انگار نمیشه.

۰ نظر موافقین ۳ مخالفین ۰ ۲۴ آبان ۹۷ ، ۲۳:۱۵
امیر +

:)

جمعه, ۴ آبان ۱۳۹۷، ۱۰:۴۰ ب.ظ
برای نمایش مطلب باید رمز عبور را وارد کنید
۰۴ آبان ۹۷ ، ۲۲:۴۰
امیر +