ترشحات رنگارنگ ذهن من

انشای من :)

شنبه, ۲۱ بهمن ۱۳۹۶، ۰۵:۵۸ ب.ظ

سلام .

یک انشایی چند وقت پیش نوشته بودم . گفتم بذارم تا شما هم بخونین و منو مورد ارزیابی قرار بدین :)

البته این انشا رو در وب قبلیم هم گذاشتم . 

باز هم البته این متن انشا نیست . یک نوع شعر نوی بدون قافیه هست !

 یک مقدار غم انگیزه به نظر خودم . اگه ناراحت میشین نخونین !

به نام خدا

چشمانم ابرهای بهاری را میطلبد

انگار ، قصه کوچ پر غصه تو ، به بغض شبانه گره خورده

با رفتن تو

حصارهای زندگی ام از جنس اندوه تو شده

 

بی تو خامم

با تو رامم

جرعه ای از عشقت بنوشانم . ( جهش ضمیر )

 

با تو نابم

بی تو نایابم

دریایی خشک و بی آبم

بیا یک شب به خوابم

 

چشمانت را باز کنی

چشمانم را باز کنم

آسمانی سپید میبینی و  ( هر کی اینجاش رو فهمید جایزه داره!!)

من آسمانی تیره

 

نشانی ات را از عطر مرگ میگیرم    ( اینجا مفهومش آسونتره . ولی اگه باز هم هر کی فهمید یک جایزه داره!! )

زیرا میخواهم با تو به آسمان سپید بنگرم 

برای ساختن همان لحظات عاشقانه

دست در دست هم

برای ساختن خانه

خانه ای از میلیونها متر مکعب عشق

موافقین ۴ مخالفین ۰ ۹۶/۱۱/۲۱
امیر +

نظرات  (۳)

قشنگ بود :)
پاسخ:
ممنونم از نگاهتون:)
وب جدید مبارکا :))
پاسخ:
ممنون:))
عاشق شدین 😻😻😻 ؟
خخخخخخ
پاسخ:
اتفاقا به بعضیا نشونش دادم ، همین سوال رو میپرسیدن !
خخخ

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی